عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

26

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

عساكر خود را مجتمع ساختند و بتهيّهء مقدّمات جنگ پرداخته روبراه نهادند و هريك در رأس قشونى بيعد قرار گرفته بجانب ايران رهسپار شدند فريدون از شنيدن اين خبر خنديده گفت : اين دو بدبخت را مشاهده كنيد كه مانند شكاريكه روبدام يا پروانه‌اى كه بشعله نزديك شود مرگ را استقبال ميكنند ! پس منوچهر را بورود در جنگ امر داده عساكر بسيار و فرماندهان نامى بيشمار در اختيار او گذارده از دادن پول و ساير لوازم حتّى فيل از او دريغ نكرد و نيز فرمان كشيدن درفش كاويانى را پيشاپيش قشون صادر نموده موقع عزيمت نيز از دعاى خير دربارهء او و لعن سلم و تور كوتاهى ننمود . منوچهر در رأس قشون بجانب اعمام خود كه رو به او ميآمدند پيشروى ميكرد همين كه دو قشون بهم رسيدند روزى را براى نبرد معيّن كردند صبح روز معهود فريقين از معسكر خود خارج و طبق آئين مقرّر صف‌آرائى كرده بتعيين جناحين و قلب سپاه پرداختند و بصدور فرمان فضا از باران تير پوشيده شد بعدا با نيزه حمله بيكدگر نمودند و از آن پس با گرز بجنگ تن‌بتن پرداختند به نحوى كه جوى خون جارى و تعداد كشتگان غير مقدور گرديد . هردو برادر در كار فرار بودند كه شب بين دو لشكر جدائى افكند و در حالى كه منوچهر با نشاط تمام باردوگاه برگشت آن دو برادر مغلوب و مأيوس بمعسكر خود مراجعت نمودند . سلم و تور كه تاب مقاومت با منوچهر را در خود نديدند مصمّم شدند شب بعد به او شبيخون زنند بنابراين بمقدّمات حمله پرداخته فرداى آن روز را بمحاربه مبادرت ننمودند . منوچهر كه بوسيلهء يك از جاسوسان خود از نقشهء اعمام مطلع گرديد قارن را بفرماندهى برگماشته امر داد مراقب اوامر او باشد و خود با جمعى جنگجويان منتخب در كمين نشست نيمه‌شب كه تور با سواران رو بلشگر منوچهر ميتاخت قارن را در حالىكه درفش كاويانى را پيشاپيش او ميكشيدند در رأس قشون و مستعدّ جدال يافت لاعلاج با من تبع به دو حمله برد قارن و اتباعش با او بمحاربه پرداختند همين كه كار بالا گرفت منوچهر و اعوانش از كمينگاه بيرون جسته از عقب با شمشيرهاى آخته بر لشگريان تور تاختند و قارن از جلو با آنان در نبرد بود تور كه اكثر